یونس شاکری
1405/04/30 1405/04/31

خود نفرتی، احساس مداوم و تکرار شوندهایه که که به صورت احساس ناکافی بودن یا عزت نفس پایین و گناه میتواند ظاهر شود.
در این احساس تکرار شونده ما به صورت مداوم دچار مقایسه خود با دیگران میشویم و قسمت هایی از زندگیمان را میبینیم که به ما احساس ناکافی بودن میدهند و قسمت هایی که در واقع مثبت هستند را نادیده میگیریم.
خودنفرتی می تواند دلایل بسیار زیادی داشته باشد، اما چیزی که میدانیم این است: افرادی که خود نفرتی را تجربه میکنند یک نقطه مشترک باهم دارند و آن نقطه میزان حساس بودن زیاد این افراد میباشد.
برای مثال دو کودکی که هر دو در شرایط یکسان فرهنگی و خانوادگی قرار دارند با این تفاوت که یکی از آنها بسیار حساس و دیگری کمتر و هردو به صورت مداوم احساس ناکافی بودن از خانواده یا جامعه دریافت میکنند، در کودکی که حساس تر است باور بنیادین کمارزشی یا گناه و عزتنفس پایین شکل میگیرد اما کودکی که کمتر حساس است از این مسئله راحتتر میتواند عبورکند.

کودکان حساس معمولا احساس و تجربههای خود را خیلی عمیقتر پردازش میکنند،آنها گاها محرکهای حسیرا به اندازه محرکهای هیجانی به صورت عمیق پردازش میکنند،برای مثال رنگ ها را عمیق تر پردازش میکنند یا بوی غذا و …
وقتی احساسات شدید با محرکهای حسی فراوان ترکیب میشود، کودک خیلی سریع به نقطه اشباع میرسد و ممکن است دچار فروپاشی هیجانی شود؛ یعنی گریه شدید، فریاد زدن، پرخاشگری یا از دست دادن کامل توانایی کنترل هیجان را تجربه کند.
ذهنشان به صورت مداوم در حال پردازش است،پردازش رفتار،گفتار و محرک های بیرونی.انعطاف پذیری آنها کمتراست و نیاز به کنترل بیشتری دارند و باید گفت که این انعطاف پذیر نبودن بهخاطر لجبازی نیست و برای کاهش اضطراب هست، ورود به موقعیت های جدید برایشان بسیار استرسزا است و این باعث میشود با یک سری از کار ها دیر تر انطباق پیدا کنند برای مثال: مدرسه رفتن!
ناراحتی طبیعی که بقیه از مواجه شدن با یک چالش جدید دارند برای کودکان حساس شدید تر احساس میشود، با شکست رابطه خوبی ندارند و اساسا آستانه تحملشان پایین است،اصلاح شدن و تذکر برایشان دشوار است.
این افراد هنگام رخ دادن اشتباه کمتر با خود مهربان اند و خود را بسیار زیاد مورد انتقاد شدید قرار میدهند.
یک فرد بسیار حساس نسبت به ارتباط صمیمی و سالم دوستانه یا رابطه عاطفی واهمه و ترس دارد و فکر میکند اگر افراد راجب آنها بیشتر بدانند و ضعف هایش را ببینند این باعث خواهد شد ناخودآگاه نسبت به این فرد تنفر داشته باشند.
در صورتی که حتی کسی از روی خیرخواهی به آنها پیشنهاد یا انتقادی بکند، آنها می توانند به راحتی این موضوع را به عنوان حمله و تخریب تفسیر میکنند.
این افراد برای گرفتن احساس پذیرش و انطباق در کنار دیگران دست به کار های افراطی میزنند و مدام فکر میکنند اگر کارهای مخصوصی انجام ندهند دیگران آنها را نخواهند پذیرفت.
این فکر که از یک اشتباه کوچک نتایج بسیار بزرگی میگیرند مثلا میگویند آن تصمیم زندگی من را تا آخر عمر تحتتاثیر قرار میدهد.
خودنفرتی به عنوان یک اختلال شناخته نمی شود، یعنی در هیچ رویکرد درمانی به عنوان اختلال به کار میرود، اما از جمله رویکرد هایی که میتوانند در موارد خودنفرتی مفید باشند می توان به این موارد اشاره کرد:
CBT( درمان شناختی رفتاری) در رویکرد شناختی رفتاری، احساس خودنفرتی معمولاً نتیجهی افکار و باورهای منفی عمیق دربارهی خود در نظر گرفته میشود، نه صرفاً یک احساس ساده. برای مثال، فرد ممکن است باور هایی مانند من بیارزشم، هیچکس مرا دوست ندارد یا من همیشه شکست میخورم داشته باشد. در CBT، این باورها شناسایی میشوند و درمانگر به فرد کمک میکند تا با بررسی شواهد واقعی، آنها را به چالش بکشد و نگاه متعادلتری نسبت به خود پیدا کند.
همچنین در این رویکرد، خطاهای فکری رایج مانند تفکر صفر و صدی، فاجعهسازی، تعمیم دادن یک اتفاق به همهی زندگی، حدس زدن افکار دیگران و برچسب زدن منفی به خود، مورد توجه قرار میگیرند و اصلاح میشوند. هدف CBT این است که فرد بتواند واقعبینانهتر به خود و تجربههایش نگاه کند و از شدت خود انتقادی و خودنفرتی بکاهد.
ACT(درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد) در درمان پذیرش و تعهد هدف این نیست که افکار منفی از بین بروند، بلکه فرد یاد میگیرد هر فکری را حقیقت مطلق در نظر نگیرد. برای مثال، به جای اینکه با فکر من آدم بیارزشی هستم یکی شود، یاد میگیرد آن را صرفاً بهعنوان یک فکر ببیند و بگوید: ذهنم الان دارد فکرِ بیارزش بودن میکند.
این مهارت که فاصله گرفتن از افکار (Cognitive Defusion) نام دارد و باعث میشود افکار منفی قدرت کمتری بر احساسات و رفتار فرد داشته باشند. پژوهشها نیز نشان دادهاند که این رویکرد میتواند خودشفقتی را افزایش دهد، خودانتقادی را کاهش داده و انعطافپذیری روانشناختی را تقویت کند.
طرحواره درمانی (Schema Therapy) در طرحوارهدرمانی ، خودنفرتی اغلب به باورهای عمیق و ریشهداری نسبت داده میشود که از دوران کودکی و تجربههایی مانند طرد شدن، بیتوجهی یا انتقاد مداوم شکل گرفتهاند. باورهایی مانند من دوستداشتنی نیستم، من نقص دارم یا من سزاوار عشق نیستم در این رویکرد بهعنوان طرحوارههای ناسازگار اولیه شناخته میشوند.
درمانگر به فرد کمک میکند تا این الگوهای قدیمی را شناسایی کند، با بخشهای آسیبدیده شخصیت خود مانند کودک آسیبدیده و والد منتقد یا تنبیهگر درونی کار کند و بهتدریج باورهای سالمتر و واقعبینانهتری درباره خود بسازد. به همین دلیل، طرحوارهدرمانی برای افرادی که خودنفرتی آنها ریشه در تجربیات دوران کودکی دارد، یکی از مؤثرترین رویکردها محسوب میشود.
درمان رفتار دیالکتیکی (DBT) این رویکرد در ابتدا برای درمان اختلال شخصیت مرزی طراحی شد، اما امروزه برای افرادی که خودنفرتی آنها با مشکلاتی مانند خودآسیبی، شرم شدید یا نوسانات هیجانی همراه است نیز بهکار میرود.
در این رویکرد، افراد مهارتهایی مانند تنظیم هیجان، تحمل شرایط دشوار، ذهنآگاهی و بهبود روابط بینفردی را یاد میگیرند تا بتوانند احساسات شدید خود را بهتر مدیریت کنند. پژوهشها نشان دادهاند که DBT میتواند خودآسیبی را کاهش دهد، شدت مشکلات هیجانی را کم کند و به بهبود سلامت روان کمک کند.
درمان شناختی مبتنی بر ذهنآگاهی (MBCT) این رویکرد ترکیبی از اصول درمان شناختی رفتاری (CBT) و ذهنآگاهی (Mindfulness) است. در این رویکرد، فرد یاد میگیرد افکار خودانتقادی و منفی را بدون قضاوت مشاهده کند، بهجای اینکه آنها را واقعیت یا بخشی از هویت خود بداند.
این فاصله گرفتن از افکار باعث میشود شدت خودنفرتی و نشخوار ذهنی کاهش یابد و فرد بتواند با آرامش و انعطاف بیشتری با احساسات و افکار دشوار خود مواجه شود
خود نفرتی به تنهایی یک اختلال روانی به حساب نمیآید، افرادی که درگیر خودنفرتی هستند معمولا بسیار انسان های حساسی هستند و حساس بودن ویژگی مشترک در بین آنها است.
رویکرد هایی در روانشناسی وجود دارند که میتوانند در التیام خود نفرتی موثر واقع شوند. در مدیک میتوانید با دیدن صفحه تراپیست ها، تراپیست مورد نظر خودتان را انتخاب کنید و مدیک در این مسیر همراه شماست.

اختلال نقص توجه/بیشفعالی (ADHD) چیست؟ نشانه های رایجاختلالاختلال نقصنقص توجه/بیشفعالیتوجه/بیشفعالی (ADHD)(ADHD) چیست؟چیست؟ نشانهنشانه هایهای رایجرایج
اختلال نقص توجه/بیشفعالی (ADHD) یک اختلال عصبرشدی است که با بیتوجهی، بیشفعالی و تکانشگری شناخته میشود. برخی افراد بیشتر علائم بیتوجهی را تجربه میکنند، برخی دیگر ممکن است، بیشفعالی و تکانشگری داشته باشند و برخی هم ترکیبی از هر دو را نشان میدهند. علائم ADHD معمولاً از دوران کودکی آغاز میشوند و میتوانند بر جنبههای []
یونس شاکری
1405/05/13

راهکارهایی برای رهایی از احساس خودنفرتیراهکارهاییراهکارهایی برایبرای رهاییرهایی ازاز احساساحساس خودنفرتیخودنفرتی
خودنفرتی احساس به اندازه کافی خوب نبودن است، احساسی که ممکن است باعث شود کارهای روزمرگیمان را به شکل درستی انجام دهیم. مثلا با خود بگوییم چرا باید برای ساختن ارتباط دوستی، یا موقعیت کاری بهتر تلاش کنم؟در احساس خودنفرتی دچار خود انتقادی شدید می شویم، و به شکل خیلی زیادی نسبت به یک سری []
یونس شاکری
1405/05/03

احساس حسرت و پشیمانی چیست؟ چرا مغز ما گذشته را رها نمیکند؟احساساحساس حسرتحسرت وو پشیمانیپشیمانی چیست؟چیست؟ چراچرا مغزمغز ماما گذشتهگذشته رارا رهارها نمیکند؟نمیکند؟
احساس حسرت و پشیمانی یکی از پیچیدهترین هیجانهای انسانی است؛ اما برخلاف تصور رایج، همیشه یک احساس منفی نیست. در این مقاله با نگاهی علمی بررسی میکنیم حسرت چیست، چرا ایجاد میشود و چگونه میتواند به تصمیمهای بهتر در آینده کمک کند. گاهی فقط چند ثانیه کافی است تا ذهنمان ما را به سالها قبل []
یونس شاکری
1405/04/27

درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) چیست و چگونه زندگی ما را تغییر میدهد؟درماندرمان مبتنیمبتنی بربر پذیرشپذیرش وو تعهدتعهد (ACT)(ACT) چیستچیست وو چگونهچگونه زندگیزندگی ماما رارا تغییرتغییر میدهد؟میدهد؟
همه ما در طول زندگی، زمانهایی را تجربه کردهایم که انگار در یک باتلاق روحی گیر افتادهایم. هرچه بیشتر دستوپا میزنیم، بیشتر فرو میرویم. غم، اضطراب، خاطرات تلخ گذشته یا ترس از آینده، مثل وزنههای سنگینی به پایمان بسته میشوند. واکنش طبیعی بیشتر ما در این موقعیتها چیست؟ جنگیدن. ما با تمام توان تلاش میکنیم []
یونس شاکری
1405/04/14

راهنمای جامع و قدمبهقدم طرحواره درمانی برای رهایی از تکرار رنجهاراهنمایراهنمای جامعجامع وو قدمبهقدمقدمبهقدم طرحوارهطرحواره درمانیدرمانی برایبرای رهاییرهایی ازاز تکرارتکرار رنجهارنجها
آیا تا به حال برایتان پیش آمده که احساس کنید در یک «چرخه تکراری» از روابط اشتباه، شکستهای کاری یا احساسات آزاردهنده گیر افتادهاید؟ مثلاً چرا همیشه جذب افرادی میشوید که از نظر عاطفی غیرقابل دسترس هستند؟ چرا با وجود موفقیتهای بزرگ، باز هم ته دلتان احساس خوبی ندارید چرا یک نقد کوچک از طرف []
یونس شاکری
1405/04/08