یونس شاکری
1405/04/14 1405/04/14

همه ما در طول زندگی، زمانهایی را تجربه کردهایم که انگار در یک باتلاق روحی گیر افتادهایم. هرچه بیشتر دستوپا میزنیم، بیشتر فرو میرویم. غم، اضطراب، خاطرات تلخ گذشته یا ترس از آینده، مثل وزنههای سنگینی به پایمان بسته میشوند. واکنش طبیعی بیشتر ما در این موقعیتها چیست؟ جنگیدن. ما با تمام توان تلاش میکنیم این افکار و احساسات منفی را سرکوب کنیم، از آنها فرار کنیم یا تغییرشان دهیم.
اما علم روانشناسی مدرن میگوید این جنگ فرسایشی، دقیقاً همان چیزی است که رنج ما را تداوم میبخشد. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد که به اختصار ACT نامیده میشود، زاویه دید کاملاً متفاوتی به ما میدهد: نیازی نیست با طوفان جنگید.
در این مقاله قصد داریم به عمق این رویکرد درمانی شگفتانگیز سفر کنیم، اصول ششگانه آن را بشناسیم و ببینیم چگونه رواندرمانی اکت میتواند به ما در ساختن یک زندگی غنی و پرمعنا کمک کند.
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد ، یکی از رویکردهای مطرح در «موج سوم» درمانهای شناختی-رفتاری است که در اواخر دهه ۱۹۸۰ توسط استیون هیز (Steven C. Hayes) و همکارانش توسعه یافت. برخلاف درمانهای سنتی که تمرکز زیادی روی تغییر دادن یا به چالش کشیدن محتوای افکار منفی دارند، ACT به ما یاد میدهد که رابطه خود را با این افکار تغییر دهیم.
هدف اصلی اکت، ایجاد و تقویت انعطافپذیری روانشناختی است. انعطافپذیری روانشناختی یعنی توانایی حضور در لحظه حال، آگاهی از افکار و احساسات بدون قضاوت یا حالت تدافعی، و انجام رفتارهایی که با ارزشهای عمیق زندگی ما همسو هستند؛ حتی اگر در این مسیر با چالش و درد روبرو شویم.
در رویکردهای کلاسیک، اگر فکر کنید «من آدم بیعرضهای هستم»، درمانگر به شما کمک میکند تا شواهد ضد این فکر را پیدا کنید و آن را با یک فکر منطقیتر جایگزین کنید. اما در رویکرد ACT، درمانگر به شما میگوید: «این فقط یک فکر است، نه یک واقعیت مطلق. بگذار این فکر بیاید و برود، اما اجازه نده فرمان زندگیات را در دست بگیرد.»
اکت یک روش مندرآوردی یا صرفاً مجموعهای از تکنیکهای انگیزشی نیست؛ این درمان ریشه در یک نظریه علمی بسیار مستحکم درباره زبان و شناخت انسان به نام نظریه چارچوب رابطهای دارد.
طبق RFT، ذهن انسان به شدت تمایل دارد میان کلمات، مفاهیم و تجربیات ارتباط برقرار کند. این توانایی اگرچه به ما در حل مسائل ریاضی و ساختن تکنولوژی کمک کرده، اما کانون اصلی رنجهای روانی ما نیز هست. به عنوان مثال، کلمه “شکست” در ذهن ما میتواند به سرعت به احساسات دردناک، خاطرات گذشته و پیشبینیهای تاریک از آینده متصل شود. ذهن ما طوری برنامهریزی شده که از خطرات بیرونی دوری کند، اما وقتی میخواهد از خطرات درونی (مثل غم یا اضطراب) فرار کند، مکانیزمهای دفاعی ناکارآمدی مثل اجتناب تجربهای (Experiential Avoidance) را فعال میکند که اوضاع را بدتر میکند.

هسته اصلی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر شش اصل یا فرآیند کلیدی استوار است که مانند گلبرگهای یک گل به هم متصل هستند. روانشناسان به این مدل، هگزافلکس (Hexaflex) میگویند. بیایید این شش اصل را با هم بررسی کنیم:
پذیرش به معنای تسلیم شدن، رضایت دادن به وضعیت بد یا منفعل بودن نیست. در اکت، پذیرش یعنی باز کردن فضا برای احساسات، افکار و تکانههای دردناک، بدون اینکه بخواهیم آنها را سرکوب کنیم، تغییر دهیم یا از آنها فرار کنیم. وقتی اضطراب را میپذیرید، یعنی به جای جنگیدن با آن، جوری به آن نگاه میکنید که انگار یک مهمان ناخوانده است؛ هست، اما شما را نابود نمیکند.
ذهن ما مدام در حال قصهبافی است. گسلش شناختی یعنی یاد بگیریم میان خودمان و افکارمان فاصله ایجاد کنیم. به جای اینکه بگوییم «من یک بازندهام» (آمیختگی شناختی)، بگوییم «من اکنون این فکر را دارم که یک بازندهام». این تکنیک ساده، قدرت ویرانگر افکار منفی را به شدت کاهش میدهد.
ذهن ما یا در گذشته پرسه میزند و حسرت میخورد، یا در آینده دوودو میزند و نگران است. حضور در لحظه حال یعنی تمرین دادن ذهن برای ارتباط با “اینجا و اکنون”. تکنیکهای مایندفولنس (ذهنآگاهی) در این بخش از اکت نقش پررنگی دارند و به ما کمک میکنند جریان زندگی را در همین ثانیه تجربه کنیم.
ما فراتر از افکار، احساسات، نقشهای اجتماعی و داستانهایی هستیم که درباره خودمان میسازیم. خودِ مشاهدهگر آن بخشی از وجود ماست که متوجه همه این تغییرات میشود. احساسات میآیند و میروند، افکار عوض میشوند، اما آن «منِ عمیق» و تماشاگر، ثابت و امن باقی میماند.
ارزشها، قطبنمای حرکت ما در زندگی هستند. آنها اهدافی نیستند که به آنها برسیم و تمام شوند (مثل خریدن ماشین)، بلکه جهتگیریهای دائمی زندگی ما هستند (مثل مهربان بودن، خلاق بودن، یا یادگیرنده بودن). اکت به ما کمک میکند ارزشهای واقعی و قلبی خود را از انتظارات جامعه و دیگران تفکیک کنیم.
اقدام متعدانه یعنی تمام آن چیزهایی که درباره ارزشهایت گفتی را از روی کاغذ برداری و وارد دنیای واقعی کنی. ارزشها بدون رفتار و حرکت، فقط در حد یک آرزو باقی میمانند.
در این مرحله، شما یاد میگیرید که قدمهای کوچک، عملی و واقعی بردارید؛ حتی اگر در مسیر این قدمها، با غولِ ترس، ناامیدی یا بیحوصلگی روبرو شوید. اقدام متعدانه یعنی به خودت قول بدهی که: «من در جهتِ آنچه برایم ارزشمند است حرکت میکنم، حتی اگر با دست و پای لرزان!»
مثلاً اگر ارزش شما «مهربانی با خود» است، اقدام متعدانه این است که همین امروز نیم ساعت زودتر بخوابید یا یک وعده غذای سالم بخورید، حتی اگر ذهنتان مدام غر بزند که کارهای مهمتری داری. این بخش از اکت، یعنی به جای حرف زدن، آستینها را بالا بزنی و زندگیات را بسازی.
پژوهشهای بالینی و متاآنالیزهای متعدد در سراسر جهان نشان دادهاند که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، اثربخشی فوقالعادهای در درمان طیف وسیعی از چالشهای سلامت روان دارد. از جمله:
برای اینکه طعم شیرین این رویکرد را بچشید، بیایید تمرین «اتوبوس ذهن» را با هم مرور کنیم:
تصور کنید شما راننده یک اتوبوس هستید (اتوبوس زندگی شما). در طول مسیر، مسافرانی سوار میشوند که قیافههای ترسناکی دارند، سر شما داد میزنند و میگویند: «هی راننده! اشتباه پیچیدی! تو بلد نیستی رانندگی کنی! اگر به اون سمت بری تصادف میکنی!» این مسافران همان افکار منفی، ترسها و خاطرات بد شما هستند.
شما دو راه دارید: یا اتوبوس را نگه دارید، با آنها بحث کنید و تلاش کنید بیرونشان بیندازید (که باعث میشود از مسیرتان جا بمانید)، یا اینکه به آنها بگویید: «من صدای شما رو میشنوم، اما فرمان این اتوبوس دست منه و من به سمتی میرم که ارزشهام مشخص کردن.» شما به مسیرتان ادامه میدهید، در حالی که مسافران هنوز پشت سرتان سر و صدا میکنند. کمکم متوجه میشوید که آنها فقط حرف میزنند و نمیتوانند فرمان را از دست شما بکشند.

اکت فقط یک پروتکل درمانی برای گذر از یک بحران موقت نیست؛ یک فلسفه عمیق برای زندگی است. این رویکرد به ما یادآوری میکند که رنج، بخش جداییناپذیری از تجربه انسان بودن است. تلاش برای حذف کامل رنج از زندگی، مثل این است که بخواهیم موجهای دریا را متوقف کنیم. ACT به ما هنر موجسواری را میآموزد. وقتی یاد میگیریم دنیای درونی خود را همانطور که هست بپذیریم، انرژی روانی عظیمی که صرف جنگیدن با خودمان میشد، آزاد میشود. این انرژی آزاد شده، سوختِ اصلی ما برای ساختن روابط عاطفی عمیقتر، موفقیتهای شغلی ماندگارتر و در نهایت، صلح درونی خواهد بود.
تغییر دادن عادتهای چندساله ذهن و زاویه دیدمان به زندگی، کار سادهای نیست. کتابها و مقالات میتوانند مسیر را به ما نشان دهند، اما پیمودن این راه نیاز به یک راهنما، یک همسفر متخصص و ابزارهای کاربردی دارد.
ما در مدیک، فضایی امن و همدلانه فراهم کردهایم تا شما بتوانید با کمک روانشناسان و متخصصان سلامت روان، رویکرد اکت را به شکل کاربردی در زندگی خود پیاده کنید. چه به دنبال جلسات مشاوره فردی باشید و چه بخواهید از ابزارهای خودارزیابی و محتواهای تخصصی استفاده کنید، مدیک گامبهگام در کنار شماست تا از چرخه بیپایان افکار منفی رها شوید و قدم در مسیر اقدام متعهدانه بگذارید.
برای رزرو وقت مشاوره روانشناسی و آشنایی بیشتر با خدمات سلامت روان، به سایت مدیک مراجعه کنید

اختلال نقص توجه/بیشفعالی (ADHD) چیست؟ نشانه های رایجاختلالاختلال نقصنقص توجه/بیشفعالیتوجه/بیشفعالی (ADHD)(ADHD) چیست؟چیست؟ نشانهنشانه هایهای رایجرایج
اختلال نقص توجه/بیشفعالی (ADHD) یک اختلال عصبرشدی است که با بیتوجهی، بیشفعالی و تکانشگری شناخته میشود. برخی افراد بیشتر علائم بیتوجهی را تجربه میکنند، برخی دیگر ممکن است، بیشفعالی و تکانشگری داشته باشند و برخی هم ترکیبی از هر دو را نشان میدهند. علائم ADHD معمولاً از دوران کودکی آغاز میشوند و میتوانند بر جنبههای []
یونس شاکری
1405/05/13

راهکارهایی برای رهایی از احساس خودنفرتیراهکارهاییراهکارهایی برایبرای رهاییرهایی ازاز احساساحساس خودنفرتیخودنفرتی
خودنفرتی احساس به اندازه کافی خوب نبودن است، احساسی که ممکن است باعث شود کارهای روزمرگیمان را به شکل درستی انجام دهیم. مثلا با خود بگوییم چرا باید برای ساختن ارتباط دوستی، یا موقعیت کاری بهتر تلاش کنم؟در احساس خودنفرتی دچار خود انتقادی شدید می شویم، و به شکل خیلی زیادی نسبت به یک سری []
یونس شاکری
1405/05/03

چرا از خودم متنفرم؟چراچرا ازاز خودمخودم متنفرم؟متنفرم؟
خود نفرتی، احساس مداوم و تکرار شوندهایه که که به صورت احساس ناکافی بودن یا عزت نفس پایین و گناه میتواند ظاهر شود.در این احساس تکرار شونده ما به صورت مداوم دچار مقایسه خود با دیگران میشویم و قسمت هایی از زندگیمان را میبینیم که به ما احساس ناکافی بودن میدهند و قسمت هایی که []
یونس شاکری
1405/04/30

احساس حسرت و پشیمانی چیست؟ چرا مغز ما گذشته را رها نمیکند؟احساساحساس حسرتحسرت وو پشیمانیپشیمانی چیست؟چیست؟ چراچرا مغزمغز ماما گذشتهگذشته رارا رهارها نمیکند؟نمیکند؟
احساس حسرت و پشیمانی یکی از پیچیدهترین هیجانهای انسانی است؛ اما برخلاف تصور رایج، همیشه یک احساس منفی نیست. در این مقاله با نگاهی علمی بررسی میکنیم حسرت چیست، چرا ایجاد میشود و چگونه میتواند به تصمیمهای بهتر در آینده کمک کند. گاهی فقط چند ثانیه کافی است تا ذهنمان ما را به سالها قبل []
یونس شاکری
1405/04/27

راهنمای جامع و قدمبهقدم طرحواره درمانی برای رهایی از تکرار رنجهاراهنمایراهنمای جامعجامع وو قدمبهقدمقدمبهقدم طرحوارهطرحواره درمانیدرمانی برایبرای رهاییرهایی ازاز تکرارتکرار رنجهارنجها
آیا تا به حال برایتان پیش آمده که احساس کنید در یک «چرخه تکراری» از روابط اشتباه، شکستهای کاری یا احساسات آزاردهنده گیر افتادهاید؟ مثلاً چرا همیشه جذب افرادی میشوید که از نظر عاطفی غیرقابل دسترس هستند؟ چرا با وجود موفقیتهای بزرگ، باز هم ته دلتان احساس خوبی ندارید چرا یک نقد کوچک از طرف []
یونس شاکری
1405/04/08