یونس شاکری
1405/06/18 1405/06/18 زمان تقریبی مطالعه 12 دقیقه

در این مقاله با انواع مختلف اختلالات روانی آشنا میشوید.
بارها دیدهام که عبارت اختلال روانی چقدر میتواند برای افراد ترسناک یا مبهم باشد. بسیاری از ما در مواجهه با چالشهای روانی احساس تنهایی میکنیم، اما بیایید امروز با هم بررسی کنیم که وقتی از اختلالات روانی صحبت میکنیم، دقیقاً منظورمان چیست و آمارها چه واقعیتی را به ما نشان میدهند.
از نظر روانشناسی، یک اختلال روانی با اختلالِ بالینیِ قابلتوجه در سیستم شناختی (نحوه تفکر)، تنظیم هیجانات (نحوه مدیریت احساسات) یا رفتار یک فرد مشخص میشود. این وضعیت معمولاً با پریشانی و رنج درونی همراه است و باعث میشود فرد در حوزههای مهم زندگی و عملکردهای روزمرهاش دچار افت و مشکل شود.
نکته تخصصی: معیار برای تعریف اختلالات روانی در این مقاله، بر اساس یازدهمین ویرایش طبقهبندی بینالمللی بیماریها یا همان ICD-11 است.
اگر گاهی احساس میکنید در نبرد با افکار و احساساتتان تنها هستید، آمارها حقیقت دیگری را نشان میدهند. در سال ۲۰۲۱، تقریباً از هر ۷ نفر در سراسر جهان، ۱ نفر (یعنی حدود ۱.۱ میلیارد نفر!) با یک اختلال روانی زندگی میکرده است. در این میان، اختلالات اضطرابی و افسردگی شایعترین اختلالات روانی در جهان بودهاند.
خبر امیدوارکننده این است که امروزه گزینههای بسیار مؤثری برای پیشگیری و درمان این اختلالات وجود دارد. اما متأسفانه یک واقعیت تلخ همچنان پابرجا مانده است: اکثر افرادی که با اختلالات روانی دستوپنجه نرم میکنند، به مراقبتهای درمانی مؤثر و اصولی دسترسی ندارند.
در کنار این عدم دسترسی به درمان، رنج دیگری نیز وجود دارد؛ بسیاری از این افراد همچنان در جامعه با انگ و برچسبهای اجتماعی (استیگما)، تبعیض و حتی نقض حقوق انسانی خود مواجه میشوند. شناخت درست این اختلالات، اولین قدم برای شکستن این برچسبها و ساختن جامعهای آگاهتر است.
همهٔ ما گاهی نگران می شویم؛ نگرانی بخشی طبیعی از زندگی است. اما در اختلالات اضطرابی، ترس و نگرانی آنقدر شدید و مداوم میشوند که زندگی روزمره را تحت تأثیر قرار میدهند. بر اساس آمارهای جهانی، در سال ۲۰۲۱ حدود ۳۵۹ میلیون نفر در جهان با یک اختلال اضطرابی زندگی میکردند که ۷۲ میلیون نفر از آنها کودک و نوجوان بودند.
علائم این اختلالات به اندازهای شدید است که پریشانی قابل توجهی ایجاد میکند یا عملکرد فرد را به شکل معناداری مختل میکند. اختلالات اضطرابی انواع مختلفی دارند:
رواندرمانی مؤثر برای اختلالات اضطرابی وجود دارد و بسته به سن فرد و شدت علائم، در برخی موارد دارودرمانی نیز در نظر گرفته میشود.
خیلی ها فکر میکنند افسردگی یعنی غمگین بودن یا بی حوصلگیِ چند روزه. اما افسردگی چیزی فراتر از نوسانات خلقی معمول و واکنشهای هیجانی کوتاه مدت به چالشهای روزمره است. در سال ۲۰۱۹ حدود ۲۸۰ میلیون نفر در جهان با افسردگی زندگی میکردند که ۲۳ میلیون نفر از آنها کودک و نوجوان بودند.
در یک دورهٔ افسردگی، فرد تقریباً هر روز و در بیشتر ساعات روز و دستکم به مدت دو هفته یکی از این دو حالت را تجربه میکند:
علاوه بر این، علائم دیگری نیز ممکن است دیده شود:
باید صادقانه بگوییم: افراد مبتلا به افسردگی در معرض خطر بیشتری برای خودکشی قرار دارند. اگر شما یا کسی که دوستش دارید چنین افکاری دارد، لطفاً آن را جدی بگیرید و هرچه زودتر از یک متخصص سلامت روان کمک بگیرید.
برای این موضوع میتوانید از نزدیک ترین کلینیک ها و بیمارستان های محل زندگیتان کمک بگیرید.
و اما پیام امیدبخش: رواندرمانی مؤثر برای افسردگی وجود دارد و بسته به سن و شدت علائم، دارودرمانی نیز میتواند در نظر گرفته شود.
برخی افراد دوره هایی از افسردگی شدید را تجربه می کنند و سپس ناگهان وارد دوره هایی میشوند که با علائم شیدایی (مانیا) همراه است. این الگو، تصویر اصلی اختلال دوقطبی است. در سال ۲۰۲۱ حدود ۳۷ میلیون نفر در جهان به این اختلال مبتلا بودند که ۳/۸ میلیون نفر از آنها نوجوانان ۱۰ تا ۱۹ ساله بودند.
در دورهٔ افسردگی، فرد همان علائمی را تجربه میکند که پیشتر گفتیم: خلق افسرده، تحریک پذیری یا پوچی، یا از دست دادن لذت و علاقه، تقریباً در تمام روز و تقریباً هر روز.
اما در دورهٔ شیدایی، نشانه ها کاملاً متفاوت اند:
افراد مبتلا به اختلال دوقطبی نیز در معرض خطر بیشتری برای خودکشی قرار دارند. اما باز هم درمانهای مؤثری وجود دارد: رواندرمانی، کاهش استرس، تقویت عملکرد اجتماعی و در کنار همهٔ اینها، دارودرمانی. این اختلال قابل مدیریت است و بسیاری از افراد با درمان مناسب، زندگی پرباری دارند.
برخی رویدادها آنقدر وحشتناک هستند که اثرشان تا سالها روی ذهن باقی میماند. اختلال استرس پس از سانحه میتواند پس از قرار گرفتن در معرض یک رویداد یا مجموعه ای از رویدادهای بسیار تهدیدکننده یا هولناک ایجاد شود.
این اختلال با سه نشانهٔ اصلی شناخته میشود:
این علائم دستکم چند هفته ادامه پیدا میکنند و عملکرد فرد را به شکل قابل توجهی مختل میکنند. اما جای امیدواری وجود دارد: رواندرمانی مؤثر برای PTSD وجود دارد و با درمان درست، امکان بازگشت به زندگی عادی کاملاً واقع بینانه است.
در مدیک میتوانید رواندرمانگر مناسب خود را پیدا کنید.
اسکیزوفرنی حدود ۲۳ میلیون نفر در جهان را تحت تأثیر قرار داده است؛ یعنی تقریباً از هر ۳۴۵ نفر، یک نفر. این آمار شاید ساده به نظر برسد، اما پشت آن، زندگی انسانهایی است که اغلب بیش از هر چیز با سوء تفاهم و انگ اجتماعی روبرو هستند.
اسکیزوفرنی با اختلالات معنادار در ادراک و تغییر در رفتار مشخص میشود. از جمله نشانه های آن میتوان به این موارد اشاره کرد:
بسیاری از افراد مبتلا همچنین با مشکلات مداومی در کارکردهای شناختی خود روبرو هستند و متأسفانه امید به زندگی در آنها حدود ۹ سال کمتر از جمعیت عمومی است.
اما خبر مهم این است که گستره ای از درمانهای مؤثر برای اسکیزوفرنی وجود دارد: دارو درمانی، روان آموزی، مداخلات خانوادگی و توانبخشی روانی-اجتماعی. با درمان مناسب، بسیاری از این افراد میتوانند زندگی معناداری داشته باشند.
رابطهٔ ما با غذا و بدنمان، گاهی خیلی پیچیده تر از آن است که به نظر میرسد. در سال ۲۰۲۱ حدود ۱۶ میلیون نفر در جهان به اختلالات خوردن مبتلا بودند که تقریباً ۳/۴ میلیون نفر از آنها کودک و نوجوان بودند.
اختلالات خوردن مانند بی اشتهایی عصبی (آنورکسیا) و پرخوری عصبی (بولیمیا) شامل رفتارهای تغذیهای غیرعادی و اشتغال ذهنی مداوم با غذاست که با نگرانی برجسته دربارهٔ وزن و شکل بدن همراه میشود. این علائم آنقدر جدی هستند که میتوانند خطر یا آسیب قابل توجهی به سلامت جسمی وارد کنند، یا پریشانی شدید و اختلال معنادار در عملکرد ایجاد کنند.
بی اشتهایی عصبی معمولاً در نوجوانی یا اوایل بزرگسالی شروع میشود و متأسفانه با مرگ زودرس به دلیل عوارض پزشکی یا خودکشی مرتبط است. افراد مبتلا، در معرض خطر مصرف مواد، خودکشی و عوارض سلامتی قرار دارند.
باز هم درمان مؤثر وجود دارد؛ از جمله درمان مبتنی بر خانواده و درمان شناختی-رفتاری. نکتهٔ کلیدی این است که اختلالات خوردن هرگز فقط مسئلهٔ غذا نیستند و حتماً باید به صورت تخصصی درمان شوند.
برای ارتباط با درمانگرهای مدیک با رویکرد درمان شناختی رفتاری روی صفحه تراپیست ها کلیک کنید.
برخی اختلالات روانی بیشتر از طریق رفتار خودشان را نشان میدهند؛ به ویژه در کودکان و نوجوانان. در سال ۲۰۲۱ حدود ۴۱ میلیون نفر شامل کودکان و نوجوانان با اختلال سلوک زندگی میکردند.
اختلالات رفتاری مخرب و اختلال سلوک دو نوع اصلی دارند:
این اختلالات اغلب — هرچند نه همیشه — در دوران کودکی شروع میشوند و برای والدین و اطرافیان بسیار چالش برانگیزند. اما خبر خوب اینکه رواندرمانیهای مؤثری مانند آموزش حل مسئلهٔ شناختی و آموزش مهارتهای اجتماعی وجود دارد و در بسیاری از موارد، والدین، مراقبان و معلمان نیز در روند درمان مشارکت میکنند. درمان این اختلالات، یک پروژهٔ خانوادگی و آموزشی است، نه فقط یک جلسهٔ فردی.
برخی اختلالات از همان دوران رشد یعنی سالهای شکلگیری مغز و تواناییها خود را نشان میدهند. اختلالات عصبی-رشدی، اختلالات رفتاری و شناختی. هستند که در دورهٔ رشد آغاز میشوند و شامل دشواریهای معنادار در کسب و اجرای کارکردهای خاص فکری، حرکتی، زبانی یا اجتماعیاند.
این اختلالات شامل موارد زیر میشوند:
درمانهای مؤثری برای این اختلالات وجود دارد؛ از جمله مداخلات روانی-اجتماعی، مداخلات رفتاری، کاردرمانی و گفتاردرمانی، و برای برخی تشخیص ها و گروههای سنی خاص، دارودرمانی نیز ممکن است در نظر گرفته شود. نکتهٔ مهم این است که این کودکان با حمایت درست، میتوانند مسیر رشد خود را با قدرت طی کنند.
شاید بپرسید چرا برخی افراد دچار اختلالات روانی می شوند و برخی نه؟ پاسخ ساده نیست؛ چون سلامت روان هر فرد، حاصل تعامل پیچیدهای از عوامل مختلف است.
در هر لحظه از زمان، مجموعه ای از عوامل فردی، خانوادگی، اجتماعی و ساختاری میتوانند با هم ترکیب شوند و سلامت روان را یا محافظت کنند یا تضعیف. واقعیت این است که بیشتر انسانها تاب آور هستند، اما افرادی که در معرض شرایط نامطلوب قرار میگیرند، از جمله فقر، خشونت، ناتوانی و نابرابری، در خطر بالاتری قرار دارند.
عوامل محافظت کننده و خطرساز می توانند تعیین کننده باشند. بسیاری از این عوامل از طریق تغییر در ساختار یا عملکرد مغز اثر خود را میگذارند. به همین دلیل است که مراقبت از سلامت روان، فقط یک مسئلهٔ فردی نیست؛ مسئله ای است که به خانواده، جامعه و ساختارهای اجتماعی گره خورده است.
برای تقریباً همهٔ اختلالات روانی که خواندید، درمانهای مؤثر و علمی وجود دارد. اضطراب، افسردگی، دوقطبی، PTSD، اسکیزوفرنی، اختلالات خوردن، اختلالات رفتاری کودکان و اختلالات عصبی-رشدی هیچکدام پایان راه نیستند.
دقیقاً مثل هر بیماری جسمی دیگری، تشخیص زودهنگام و درمان به موقع، مسیر بهبودی را کوتاه تر و روشنتر میکند. اگر در خودتان یا عزیزانتان نشانه هایی از آنچه خواندید میبینید، قدم اول را بردارید و با یک متخصص سلامت روان گفتوگو کنید. ذهن شما نیاز به مراقبت دارد.